اريكسن موزيك
آهنگ جديد ايراني

چگونه براي دروس خود، اهداف آموزشي بنويسيم؟

تعيين اهداف آموزشي در طرح درس

يكي از مهم ترين قدم ها در مسير طراحي درس، تعيين اهداف آموزشي است. تعيين اهداف آموزشي نه تنها به اساتيد كمك مي كند، دقيقا برنامه درسي خود را تعيين كنند و فعاليت هاي آموزشي را بر اساس اهداف درس تنظيم نمايند بلكه به دانشجويان نيز كمك مي كند، انتظارات استاد را شناخته و برنامه تحصيلي خود را بر اساس اهداف درس مشخص كنند. 

چرا تعيين اهداف آموزشي مهم است؟

 كمك به طراحي درس: طراحي هر درسي بعد از تعيين موضوع، با تعيين اهداف آموزشي دنبال مي شود. اهداف هر درس به استاد كمك مي كند كه دقيقا تعيين كند از ارائه درس چه هدفي را دنبال مي كند و دانشجويان پس از پايان دوره به چه قابليت هايي بايد دست پيدا كرده باشند.

كمك به ارزشيابي دانشجويان: ارزشيابي درسي كه به درستي طراحي شده باشد و اهداف آموزشي مشخصي دارد، نه تنها دشوار و چالش انگيز نيست بلكه ارزشيابي و امتحان، هم براي استاد و هم براي دانشجو قابل پيش بيني و برنامه ريزي است. در دروسي كه اهداف آموزشي مشخصي ندارند، معمولا دانشجويان نمي دانند چطور بايد آن را مطالعه كنند و چه مواردي را ياد بگيرند. از طرف ديگر اساتيد نيز نمي دانند كدام بخش هاي درس از اهميت بيشتري برخوردار است و تاكيد و تمركز بر يادگيري در كدام قسمت هاي درس بايد صورت گيرد. اما درسي كه اهداف آموزشي مشخص و از پيش تعيين شده اي دارد، هم به اساتيد و هم به دانشجويان درك اوليه اي از مفاد امتحاني و نحوه ارزشيابي درس ارائه مي كند.

تسهيل يادگيري: وقتي اهداف آموزشي دروس مشخص نيست معمولا دانشجويان نمي دانند چه مواردي را ياد بگيرند و چگونه يادگيري خود را در عرصه عمل به كار گيرند. استاد با تعيين اهداف آموزشي به دانشجويان كمك مي كند يادگيري خود را از طريق فعاليت ها و جلوه هاي رفتاري مشخصي بروز دهند از اين طريق نه تنها قابليت سنجش و پيگيري يادگيري دانشجويان تسهيل مي شود بلكه دانشجويان نيز مي آموزند كه دانش، بينش و مهارتي كه كسب كرده اند را در قالب رفتارهاي قابل سنجش و ارزيابي نشان دهند و در عمل به كار گيرند.

اهداف كلي و اهداف جزئي

كارشناسان حوزه آموزش اعتقاد دارند اهداف آموزشي به دو گروه اهداف كلي و اهداف رفتاري تقسيم مي شوند. اهداف كلي، اهداف نهايي درس هستند يعني اهدافي كه طراح درس علاقمند است دانشجويان پس از گذراندن درس، قابليت انجام و تحقق آنها را داشته باشند. در واقع اهداف كلي، توشه اي است كه دانشجو از گذراندن يك درس با خود خواهد برد و در زندگي استفاده خواهد كرد. اهداف رفتاري، اهداف جزئي تري هستند كه در جهت نيل به اهداف كلي تعيين مي شوند. به عبارت ديگر اهداف رفتاري، مراحل رسيدن به اهداف كلي را بازگو مي كنند. براي مثال اگر هدف كلي يك درس، ايجاد قابليت تفكر انتقادي باشد، اهداف رفتاري درس مي تواند شامل مطالعه متون مختلف، سنجش اعتبار نويسنده، بررسي اعتبار منابع و يا مباحثه در كلاس درس باشد. بنابراين اهداف رفتاري يا جزئي، بيشتر متضمن فعاليت هاي آموزشي درس در جهت نيل به اهداف كلي هستند.

مثال: 

هدف كلي: 

دانشجو پس از پايان درس بايد قادر باشد، يك موقعيت اخلاقي را در مناسبات اجتماعي تحليل كند.

اهداف جزئي: 

-    دانشجو يك داستان در مورد چالش اخلاقي را مي خواند.

-    دانشجو در گروه خود در مورد داستان بحث مي كند.

-    دانشجو نظر خود را در قالب يك مقاله مي نويسد.

چگونه اهداف آموزشي بنويسيم؟

طراحي آموزشي بايد در قالب جملات روشن با افعال ساده و فعال نوشته شوند. بايد حتي المقدور از افعال كلي و غير قابل اندازه گيري مانند "آموختن"، "دانستن"، "فهميدن" و غيره اجتناب كرد و افعال قابل مشاهده و ارزيابي را جايگزين كرد مانند "فهرست كردن"، "نام بردن"، "درست كردن"، "اندازه گيري كردن"، "محاسبه كردن" و غيره.

مثال:

هدف كلي: 

دانشجو پس از گذراندن درس بايد قابليت تطبيق نظريه تكامل را در موقعيت هاي جديد كسب كند.

اهداف جزئي:

-    دانشجو بايد بتواند نظريه تكامل را توضيح دهد.

-    دانشجو بايد بتواند نظريه تكامل را در قالب چند مثال توصيف كند.

-    دانشجو بايد بتواند مصاديق تائيد نظريه تكامل را در طبيعت پيدا كند.

عوامل موثر بر تعيين اهداف آموزشي

دانش پيشين دانشجويان: يكي از عواملي كه بر تعيين اهداف آموزشي درس، موثر است ميزان اطلاعات پيشين دانشجويان در زمينه درس است. اگر براي مثال شما درس فيزيك 2 را تدريس مي كنيد واضح است كه ميزان تسلط دانشجويان به مباحث فيزيك 1 بايد مد نظر قرار گيرد. اما در صورتي كه درسي كه ارائه مي كنيد مستقيما، به پيش نياز خاصي وابسته نيست، در اين صورت بايد اطلاعات پيشين دانشجو را در زمينه مورد تدريس از طرق ديگري بسنجيد. براي مثال با يك امتحان ساده در جلسه اول يا با برگزاري يك جلسه پرسش و پاسخ در آغاز ترم مي توانيد ميزان اطلاعات پيشين دانشجويان را تخمين بزنيد. در صورتي كه متوجه شديد دانشجويان اطلاعات زمينه اي كافي ندارند از جمله اهداف آموزشي درس شما بايد يادآوري مباحث دروس قبل و پيش نيازها باشد.

زمان: زماني كه براي تدريس در نظر داريد نقش مهمي بر تعيين اهداف آموزشي درس دارد اگر شما مشغول طراحي درسي هستيد كه قرار است يك ترم تحصيلي مثلا برابر با 14 الي 18 هفته تدريس شود، اهداف آموزشي بلند مدتي تعريف خواهيد كرد اما در صورتي كه جلسات كوتاهي داريد و يا يك جلسه كارگاه آموزشي، بنابراين بايد اهداف درس را منطبق با زماني كه در دسترس داريد تعيين نمائيد.

مباحث مهم درس:  هر درس لاجرم از موضوعات مختلفي تشكيل شده است و اصولا ماهيت علم چنين است كه بسيار وسيع و دامنه دار است از اين رو بايد دقت كنيد در تعيين اهداف آموزشي روي مباحث مهم و كليدي تاكيد كنيد. دقيقا قابليت هايي را در نظر بگيريد كه در زمينه درس، مهم تر از بقيه هستند يا براي زندگي، كار يا تحصيل دانشجويان بيشترين تاثير را دارند. اهداف آموزشي را بر اساس موضوعات مهم تعريف كنيد و از حواشي ديگر صرف نظر كنيد.

تعيين اهداف آموزشي بر مبناي طبقه بندي شناختي بلوم 

يكي از فراگيرترين روش ها براي تعيين اهداف درس، منطبق كردن اهداف بر اساس طبقه بندي شناختي بلوم است. به باور بلوم، يادگيري مراحل مختلفي دارد كه به صورت پلكاني عمق يادگيري را بيشتر كرده و به فراگيري ماندگار مي انجامند. طبقه بندي بلوم شش سطح دارد (حافظه، فهميدن، كاربرد، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزيابي)  البته اين نظريه در سال هاي اخير توسط تعدادي از روان شناسان تربيتي مورد بازنگري قرار گرفته و نسخه به روز شده اي از طبقه بندي شناختي بلوم امروزه عرضه شده كه بيشتر مورد توجه روان شناسان آموزشي قرار دارد. در اين طبقه بندي، تفكر به دو سطح پائين و بالا تقسيم شده است. در تفكر سطح پائين، ذهن انسان درگيري اندكي با اطلاعات كسب شده دارد و يادگيري بيشتر در سطح حافظه باقي مي ماند. در سطح تفكر پائين مراحل يادگيري به "به خاطر سپردن" و "فهميدن" محدود هستند. جالب است بدانيم كه بسياري از منتقدين نظام آموزشي بر اين باورند كه بسياري از دروس ما چه در سطح ابتدايي و چه دانشگاهي، بر اساس سطح تفكر پائين طراحي شده اند و تكيه بيش از حد بر محفوظات و به خاطر سپردن بدون درگير شدن ذهن با موضوع، مشكل بسياري از دروس است.

در تفكر سطح بالا، چهار مرحله وجود دارد "كاربرد"، "تجزيه و تحليل"، "نقد و ارزيابي" و "آفرينش". در طراحي دروس به مدرسان پيشنهاد مي شود كه هر چه بيشتر دانشجويان را با مراحل سطح بالاي تفكر درگير كنند به اين وسيله كه اهداف آموزشي را از صرفا اتكا به حافظه به سمت فعاليت هاي درگير كننده ذهن با موضوع از قبيل كاربرد در عمل، تجزيه و تحليل، نقد و ارزيابي و خلق و آفرينش يك اثر جديد پيش ببرند. در اين صورت يادگيري از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل شده و يادگيري ماندگار و بلندمدتي در ذهن دانشجو ايجاد مي شود.

چند مثال

اهداف آموزشي بر اساس طبقه بندي يادگيري بلوم (نسخه بازنگري شده)

(مرحله 1:به خاطر سپردن): دانشجو بايد بتواند اسامي عناصر جدول مندليف را به خاطر سپارد.

(مرحله 2: فهميدن): دانشجو بايد بتواند قانون جاذبه را به زبان خود توضيح دهد.

(مرحله 3: كاربرد): دانشجو بايد بتواند يك برنامه به زبان پاسكال بنويسيد.

(مرحله 4: تجزيه و تحليل): دانشجو بايد بتواند عوامل شكست آلمان در جنگ جهاني اول را تحليل كند.

(مرحله 5: نقد و ارزيابي): دانشجو بايد بتواند نظريه تكامل داروين را نقد كند.

(مرحله 6: خلق و آفرينش): دانشجو بايد بتواند يك قطعه موسيقي بديع بسازد.

منبع

امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۸ مهر ۱۳۹۷ ] [ ۰۵:۴۵:۲۴ ] [ ملودي ] [ نظرات (0) ]
[ ]
.: Weblog Themes By sitearia :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 9
دیروز : 2
افراد آنلاین : 1
همه : 678
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب